عبد الحسين بينش

215

آشنايى با تاريخ تمدن اسلامى ( فارسي )

از حضور و زندگى مسالمت‌آميز در جامعهء اسلامى سر باز زدند . طبيعى بود كه ساكنان شبه جزيرهء عربستان نيز اسلام را بهترين شيوهء زندگى بيابند ؛ چرا كه به لحاظ سياسى و اجتماعى شرايطى را فراهم آورد كه آنان مىتوانستند در كنار دو امپراتورى بزرگ و متمدن آن روزگار يعنى ايران و روم از دولتى مستقل و جامعه‌اى فراقبيله‌اى بهره‌مند گردند . « 1 » در دوران فتوحات و گسترش اسلام به نقاط بيرون از شبه جزيرة العرب نيز ما اگر نه درست مطابق روش پيامبر ( ص ) ، ولى تا اندازه زيادى مطابق مقررات وضع شده و سنت آن حضرت رفتار گرديد . مثل اينكه پيران ، زنان و كودكان به قتل نمىرسيدند ، نيروهاى غير نظامى مورد تعرض قرار نمىگرفتند ، مظاهر عمران و آبادى نابود نمىشد و مكر و خيانت ممنوع بود . چنان‌كه از گزارشهاى مربوط به گسترش اسلام برمىآيد ، شيوه‌اى كه عربهاى مسلمان در سرزمينهاى مفتوحه در پيش گرفتند ، به گونه‌اى بود كه با كم‌ترين مقاومت ملل مفتوحه روبه‌رو مىشدند . پيش از هر چيزى برخوردهاى اوليه بسيار مهم بود ؛ كه - بر خلاف تهاجم‌هاى معمول دنيا - ملل مورد تهاجم چندين گزينه در پيش روى داشتند ؛ آنان مىتوانستند كه مسلمان شوند و همچون يك شهروند مسلمان زندگى كنند و يا اينكه با پذيرش حاكميت سياسى اسلام ، همچنان بر كيش و آيين خويش باقى بمانند و از مزاياى زندگى در سايه دولت اسلامى بهره‌مند شوند . پس از آنكه دو گزينهء فوق به بن‌بست مىرسيد ، توان خود را مىآزمودند كه آن هم با در هم شكستن مقاومتهاى اوليه اغلب پايان مىيافت ، به اين معنا كه مسلمانان هيچ‌گاه وارد جنگهاى فرسايشى و طولانىمدت نمىشدند . نكتهء بسيار در خور توجه اينكه مسلمانان در عصر فتوحات حق ورود به بافتهاى بومى جوامع را نداشتند . آنان حق ورود به شهرها و اختلاط و امتزاج با مردم و يا انجام فعاليتهاى اقتصادى همچون بازرگانى و كشاورزى را نداشتند . بلكه موظف بودند كه در دوران توقف جنگ در بيرون مناطق مسكونى اردوگاه برپا كنند و جداى از مردم زندگى كنند . اين تصميم از اهميت بسيارى برخوردار بود ، زيرا از سويى از اصطكاك جنگجويان جلوگيرى مىكرد و از سوى ديگر زندگى مردم دچار اختلال و آشفتگى نمىشد . در سرزمينهاى خاور ميانه عمدتاً به

--> ( 1 ) . تاريخ جوامع اسلامى ، ايرام لاپيدوس ، ترجمهء على بختيارىزاده ، ص 350